نمونه رأی داوری در قرارداد مشارکت در ساخت؛ تغییر نقشه، تنظیم سند رسمی و خسارت تأخیر
قرارداد مشارکت در ساخت، صرفاً توافقی برای تخریب و احداث یک ساختمان نیست؛ بلکه مجموعهای از تعهدات متقابل میان مالک و سازنده است که موضوعاتی مانند انتقال رسمی ملک، تأمین هزینههای ساخت، اخذ مجوز، اجرای نقشه، تقسیم واحدها، تحویل ساختمان و جبران خسارت تأخیر را دربر میگیرد.
به همین دلیل، هرگونه تغییر در نقشه، افزایش یا کاهش متراژ، تغییر در مشاعات، اختلاف درباره ارزش واحدها یا تأخیر در اجرای تعهدات میتواند به یک اختلاف چندلایه و پیچیده تبدیل شود. در بسیاری از قراردادها، طرفین برای حلوفصل سریعتر این اختلافات، شرط داوری پیشبینی میکنند.
رأی مورد بررسی، نمونهای کاربردی از داوری در قرارداد مشارکت در ساخت است. در این پرونده، اختلاف طرفین درباره تغییر نقشه و افزایش ارتفاع لابی، هزینههای ناشی از تغییرات، انتقال رسمی سهم سازندگان، تحویل واحدها، تنظیم سند رسمی و خسارت تأخیر مطرح شده است. هیأت داوری پس از رسیدگی به دعوای اصلی و دعوای تقابل، نسبت به هر خواسته بهصورت مستقل تصمیم گرفته است.
مشخصات پرونده و مبنای داوری
طبق متن رأی، طرفین در قرارداد مشارکت در ساخت خود مورخ 1 اردیبهشت ماه 1395 شرط داوری پیشبینی کرده بودند. پس از شکلگیری اختلاف، در جلسهای دیگر در سال 1397 نیز درباره سازوکار رسیدگی داوری و ادامه فرآیند آن توافق شده است.
هیأت داوری در رأی خود، ابتدا صلاحیتش را با استناد به شرط داوری قرارداد و توافقهای بعدی طرفین بررسی کرده است.
در این پرونده، یکی از نکات مهم، تمدید مهلت داوری تا پایان سال ۱۳۹۷ و اشاره به امکان تمدید دوباره آن بوده است؛ این موضوع از منظر عملی اهمیت بالایی دارد؛ زیرا صدور رأی خارج از مدت داوری، در صورت نبود توافق معتبر برای تمدید، میتواند از جهات اعتراض و درخواست ابطال رأی داور باشد. بنابراین، در هر پرونده داوری باید به تاریخ شروع داوری، مدت توافقشده، تمدیدهای احتمالی و تاریخ واقعی صدور رأی توجه شود.
موضوعات اصلی اختلاف
اختلاف طرفین صرفاً درباره یک تعهد نبود. در رأی داوری، دعوای اصلی و دعوای تقابل به طور همزمان مطرح شده و موضوعات زیر بررسی شده است:
- مطالبه هزینه ناشی از تغییر سازه و نقشه ساختمان
- اختلاف درباره افزایش ارتفاع لابی
- اختلاف درباره متراژ و ارزش برخی واحدها
- الزام به حضور در دفترخانه اسناد رسمی
- الزام به تنظیم سند رسمی و وکالت کاری
- انتقال رسمی سهم مورد توافق سازندگان از ملک
- تحویل چهار واحد ساختمانی
- تکمیل عملیات ساختمانی
- مطالبه خسارت تأخیر در ساخت، تحویل و تنظیم سند
- مطالبه وجه التزام قراردادی
- مطالبه حقالزحمه داوری
این تنوع خواستهها نشان میدهد که در دعاوی مشارکت در ساخت، قرارداد اصلی باید همراه با الحاقیهها، صورتجلسات، مکاتبات، گزارشهای مهندسی، نقشههای مصوب و وضعیت اجرای واقعی پروژه بررسی شود؛ زیرا یک موضوع فنی مانند تغییر نقشه، ممکن است همزمان بر سهم طرفین، تعهد انتقال، هزینه ساخت و مسئولیت قراردادی اثر بگذارد.
تغییر نقشه و افزایش ارتفاع لابی
یکی از مهمترین بخشهای رأی، اختلاف بر سر تغییر نقشه و افزایش ارتفاع لابی بود. خواهانهای اصلی مدعی بودند تغییرات انجامشده در سازه و نقشه، هزینههایی به آنان تحمیل کرده و لازم است هزینهها بر مبنای سهم طرفین جبران شود.
در مقابل، خواندگان اصلی استدلال کرده بودند که تغییرات نقشه بر میزان سهم سازندگان اثر منفی نداشته، افزایش ارتفاع لابی باعث افزایش ارزش ساختمان شده و تغییرات در چهارچوب نقشههای مصوب یا توافقات بعدی انجام شده است.
هیأت داوری برای تصمیمگیری، صرفاً به این پرسش اکتفا نکرده که «آیا نقشه تغییر کرده است یا خیر؟»؛ بلکه موضوع را با توجه به قرارداد، صورتجلسات، وضعیت متراژ واحدها، سهم طرفین و آثار اقتصادی تغییرات بررسی کرده است.
آیا هر تغییر نقشهای موجب مطالبه خسارت میشود؟
خیر. در قرارداد مشارکت در ساخت، تغییر نقشه بهتنهایی دلیل قطعی مسئولیت یک طرف نیست. برای مطالبه خسارت باید روشن شود:
تغییر نقشه بر اساس درخواست یا توافق چه شخصی انجام شده است؟
آیا تغییر با مجوز مرجع قانونی و در چارچوب نقشه مصوب بوده است؟
آیا طرف مقابل درباره تغییرات اطلاع داشته یا رضایت داده است؟
آیا هزینه اضافی واقعاً ایجاد شده است؟
آیا این هزینه مستند به فاکتور، صورتوضعیت، قرارداد پیمانکاری یا نظریه کارشناس است؟
تغییر انجامشده چه اثری بر متراژ، کیفیت، مشاعات یا ارزش واحدهای طرفین داشته است؟
در قرارداد، مسئول هزینه تغییرات احتمالی چه شخصی تعیین شده است؟
در این رأی، داوران به توافق طرفین درباره پرداخت هزینه افزایش ارتفاع لابی توجه کرده و نتیجه گرفتهاند که بخشی از هزینه مورد اختلاف، بر اساس توافق قبلی قابل مطالبه است.
نکته کلیدی قراردادی
در قرارداد مشارکت در ساخت باید تصریح شود که هرگونه تغییر در:
نقشه معماری، سازه، تعداد طبقات، مساحت واحدها، ارتفاع لابی، پارکینگ و انباری، مشاعات، نما و کیفیت مصالح، تراکم یا سطح اشغال تنها با توافق کتبی طرفین معتبر است و همزمان باید مشخص شود که هزینه، منفعت، کاهش یا افزایش ارزش ناشی از آن، بر عهده چه شخصی خواهد بود.
اهمیت نقشههای مصوب و صورتجلسات
نقشه در قرارداد مشارکت در ساخت فقط یک پیوست فنی نیست؛ بلکه میتواند مبنای تعیین سهم اقتصادی طرفین باشد. اگر تعداد واحدها، جایگاه واحدهای طرفین، مساحت، تراس، پارکینگ، انباری یا کیفیت مشاعات تغییر کند، ارزش واقعی سهم مالک و سازنده نیز ممکن است تغییر کند.
در پرونده مورد بررسی، طرفین درباره تأثیر تغییر نقشه بر متراژ و ارزش واحدهای خود اختلاف داشتند. هیأت داوری با توجه به گزارشهای موجود و مفاد صورتجلسات، به این نتیجه رسید که ادعای زیان ناشی از کاهش متراژ یا تغییر نقشه باید با مستندات فنی و قراردادی اثبات شود.
برای جلوگیری از اختلاف، بهتر است قرارداد دارای پیوستهای زیر باشد:
نقشه معماری اولیه، نقشه سازه و تأسیسات در حد لازم، مشخصات فنی ساختمان، جدول تقسیم واحدها، جدول پارکینگ و انباری، جدول سهم طرفین از عرصه و اعیان، جدول زمانبندی اجرای پروژه، صورتجلسه تحویل ملک، صورتجلسه تغییرات بعدی، شیوه تعیین تکلیف اضافه یا کسری متراژ،
الزام به تنظیم سند رسمی در مشارکت در ساخت
یکی از خواستههای مهم در این پرونده، الزام طرفین به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی بوده است. در قراردادهای مشارکت در ساخت، تنظیم سند رسمی معمولاً در دو مرحله اهمیت پیدا میکند:
انتقال بخشی از عرصه یا اعطای وکالت رسمی به سازنده برای پیشبرد امور پروژه
انتقال اسناد رسمی واحدهای نهایی پس از تکمیل پروژه، اخذ پایان کار و تنظیم صورتمجلس تفکیکی
در رأی حاضر، موضوع حضور در دفترخانه شماره ... تهران، تنظیم سند رسمی و اعطای وکالت کاری در ارتباط با تعهدات قراردادی طرفین مطرح شده است.
آیا مالک همیشه مکلف به انتقال رسمی سهم سازنده است؟
خیر؛ این موضوع به مفاد قرارداد و تحقق شرایط انتقال بستگی دارد. در بسیاری از قراردادهای مشارکت در ساخت، انتقال رسمی سهم سازنده مرحلهبندی میشود؛ مثلاً بخشی در زمان امضای قرارداد، بخشی پس از اخذ جواز، بخشی پس از اتمام اسکلت و بخشی پس از تحویل نهایی یا اخذ پایان کار منتقل میشود. بنابراین، برای الزام مالک به انتقال رسمی باید احراز شود که:
تعهد انتقال بهطور صریح در قرارداد آمده است.
زمان انتقال یا شرط تحقق آن مشخص شده است.
سازنده تعهدات مقدماتی خود را انجام داده یا آمادگی انجام آن را اثبات کرده است.
انتقال با موانع ثبتی، اداری یا حقوق اشخاص ثالث مواجه نیست.
تعهد مالک به حضور در دفترخانه محقق شده است.
برعکس، اگر سازنده موظف به تنظیم سند رسمی واحدهای متعلق به مالک باشد، انجام این تعهد معمولاً به تکمیل ساختمان، اخذ پایان کار، صورتمجلس تفکیکی و فراهمکردن امکان انتقال رسمی وابسته است.
خسارت تأخیر در ساخت و تحویل از دیگر محورهای مهم رأی، مطالبه خسارت ناشی از تأخیر در ساخت، تحویل واحدها و تنظیم سند رسمی است. در قراردادهای مشارکت در ساخت، معمولاً برای سازنده تاریخ مشخصی جهت اتمام عملیات ساختمانی و تحویل واحدها تعیین میشود.
در این پرونده، دعوای تقابل شامل الزام به تکمیل و تحویل چهار واحد، مطالبه خسارت بابت تأخیر در ساخت و مطالبه خسارت بابت تأخیر در تحویل و تنظیم سند رسمی بوده است.
آیا هر تأخیر سازنده موجب پرداخت خسارت است؟
خیر. برای محکومیت سازنده به خسارت تأخیر باید شرایط قراردادی و واقعی پرونده بررسی شود؛ از جمله:
آیا موعد مقرر در قرارداد فرارسیده است؟
آیا مهلت قرارداد با توافق طرفین تمدید شده است؟
آیا تأخیر ناشی از قصور سازنده بوده است؟
آیا مالک در تحویل ملک، اعطای وکالت، امضای اسناد یا همکاری اداری تأخیر کرده است؟
آیا شهرداری، مراجع ثبتی، نظام مهندسی یا عوامل خارج از اختیار سازنده مانع ایجاد کردهاند؟
آیا تغییرات نقشه یا درخواستهای جدید مالک، زمان اجرای پروژه را افزایش داده است؟
آیا در قرارداد وجه التزام روزانه یا ماهانه پیشبینی شده است؟
طبق ماده ۲۲۱ قانون مدنی، اگر شخصی تعهد به انجام امری کند و از انجام آن خودداری کند، در صورت وجود شرایط قانونی مسئول جبران خسارت طرف مقابل است. همچنین اگر طرفین مبلغ مشخصی را بهعنوان وجه التزام تعیین کرده باشند، در اصل همان مبلغ قراردادی ملاک مطالبه خواهد بود.
در رأی حاضر، داوران با بررسی وضعیت واقعی ساختوساز، گزارشهای موجود و تعهدات متقابل طرفین، همه ادعاهای خسارت را بهطور مطلق نپذیرفتهاند؛ بلکه میان تأخیر قابل انتساب و تأخیری که ناشی از وضعیت پروژه یا همکاری طرفین بوده، تفکیک کردهاند.
دعوای تقابل در قرارداد مشارکت در ساخت
دعوای تقابل ابزاری است که خوانده اصلی میتواند در برابر خواهان، در همان پرونده مطرح کند؛ مشروط بر اینکه دعوای تقابل با دعوای اصلی ارتباط کامل داشته باشد.
در این پرونده، خواندگان اصلی نیز خواستههایی را علیه خواهانهای اصلی مطرح کردهاند؛ از جمله:
- الزام به ساخت و تکمیل چهار واحد
- الزام به تحویل واحدها
- الزام به تنظیم سند رسمی
- مطالبه خسارت تأخیر
- مطالبه وجه التزام قراردادی
اهمیت دعوای تقابل در اختلافات مشارکت در ساخت این است که معمولاً تعهدات مالک و سازنده به یکدیگر وابستهاند. برای مثال، مالک نمیتواند بدون بررسی همکاری خود در انتقال یا اعطای وکالت، سازنده را مسئول تمام تأخیرها بداند؛ همانطور که سازنده نیز نمیتواند بدون اجرای تعهدات فنی و قراردادی خود، صرفاً به حق انتقال رسمی استناد کند.
صلاحیت و مدت داوری
شرط داوری در قرارداد مشارکت در ساخت باید با دقت بالا تنظیم شود. در غیر این صورت، اختلاف ممکن است قبل از ورود به ماهیت، با ایرادهایی مانند ابهام در انتخاب داور، نامشخصبودن دامنه صلاحیت، انقضای مدت داوری یا ایراد به شیوه ابلاغ رأی روبهرو شود.
در رأی مورد بررسی، هیأت داوری با توجه به شرط داوری قرارداد، توافق بعدی طرفین و تمدید مهلت رسیدگی، صلاحیت خود را احراز کرده است.
در شرط داوری چه مواردی باید تعیین شود؟
برای کاهش ریسک ابطال یا ایراد به رأی داوری، توصیه میشود در قرارداد موارد زیر بهصراحت درج شود:
نام داور یا روش انتخاب داور، تعداد داوران و شیوه انتخاب هیأت داوری، مرجع انتخاب داور جایگزین، دامنه اختلافات قابل ارجاع به داوری،محل داوری، نحوه ابلاغ دعوتنامهها و رأی، مدت داوری، امکان و نحوه تمدید مدت داوری، مسئول پرداخت هزینه داوری
امکان ارجاع امر به کارشناس، تکلیف داور در صورت استعفا، فوت، امتناع یا رد داور
مهلت اعتراض به رأی داوری
رأی داوری، بهخودیخود قابل تجدیدنظرخواهی مانند احکام دادگاه نیست؛ اما در موارد پیشبینیشده در قانون، امکان درخواست ابطال آن وجود دارد. ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی جهات ابطال رأی داور را بیان میکند؛ از جمله صدور رأی خارج از حدود اختیار داور، صدور رأی پس از پایان مدت داوری، مخالفت رأی با قوانین موجد حق یا وجود ایراد در قرارداد داوری.
بنابراین، پس از ابلاغ رأی، طرفین باید فوراً شرایط شکلی و ماهوی آن را بررسی کنند. مهلت اعتراض به رأی داوری نیز محدود است و بیتوجهی به آن ممکن است حق اعتراض را از بین ببرد.
نتیجه رأی داوری
هیأت داوری پس از بررسی قرارداد، توافقات بعدی، صورتجلسات، ادعاهای طرفین، مدارک فنی و وضعیت اجرای پروژه، درباره خواستههای متعدد دعوای اصلی و تقابل تصمیم گرفته است. بر اساس مفاد رأی، بخشی از مطالبات مربوط به هزینه تغییر نقشه و افزایش ارتفاع لابی، با توجه به توافقات طرفین قابل پذیرش تشخیص داده شده است. در مقابل، بخشی از خواستهها درباره خسارت یا الزام به انتقال و تحویل، به دلیل نبود ادله کافی، عدم تحقق کامل شرایط قراردادی یا وجود موانع اجرایی، بهطور کامل مورد پذیرش قرار نگرفته است.
پیام اصلی رأی این است که در اختلافات مشارکت در ساخت، هیچ ادعایی صرفاً با استناد به قرارداد اولیه یا صرف وقوع تأخیر پذیرفته نمیشود. داور باید مجموعه روابط قراردادی، توافقات بعدی، عملکرد متقابل طرفین، اسناد فنی و وضعیت واقعی ملک را همزمان بررسی کند.
نکات کاربردی برای تنظیم قرارداد
1. تغییر نقشه را منوط به رضایت کتبی کنید: در قرارداد تصریح شود که هر تغییر در نقشه، متراژ، تعداد واحدها، مشاعات، پارکینگ، نما یا کیفیت ساخت، باید با رضایت کتبی طرفین انجام شود. همچنین اثر مالی تغییر باید در همان صورتجلسه تعیین شود.
۲. هزینههای اضافی را شفاف تعیین کنید: باید معلوم شود هزینههای مربوط به افزایش تراکم، اصلاح نقشه، تغییر سازه، اخذ مجوز، عوارض شهرداری، اصلاحات فنی و تغییرات درخواستشده از سوی هر طرف، بر عهده چه کسی است.
3. سهم طرفین را با جدول دقیق مشخص کنید: بهتر است سهم مالک و سازنده صرفاً درصدی نوشته نشود. واحد، طبقه، پارکینگ، انباری، متراژ تقریبی و حدود اضافه یا کسری مساحت هر طرف باید در جدول تقسیم واحدها مشخص باشد.
4. وجه التزام تأخیر را دقیق بنویسید: مبلغ خسارت تأخیر، مبدأ محاسبه، پایان محاسبه، مسئول پرداخت، موارد توقف مدت و نحوه اثبات تأخیر باید روشن باشد.
5. تعهدات مالک را نیز زمانبندی کنید: برای تحویل ملک، اعطای وکالت، حضور در دفترخانه، امضای اسناد، همکاری در اخذ مجوزها و پرداخت هزینههای توافقشده، مهلت مشخص تعیین شود.
6. مستندسازی را جدی بگیرید: هر توافق جدید باید در قالب الحاقیه، صورتجلسه، اقرارنامه یا مکاتبه قابل استناد ثبت شود. توافق شفاهی در پروژههای چندمیلیاردی، ریسک دعوای بعدی را بهطور جدی افزایش میدهد.
7. شرط داوری را حرفهای تنظیم کنید: نامشخصبودن داور، نبود مهلت روشن، مبهمبودن موضوعات قابل داوری و سکوت درباره شیوه تمدید مدت، از عوامل ایجاد اختلاف درباره اعتبار رأی داوری است.
جمعبندی
این رأی داوری نشان میدهد که اختلافات مشارکت در ساخت، معمولاً فقط به تأخیر سازنده یا عدم همکاری مالک محدود نیست. تغییر نقشه، افزایش ارتفاع لابی، تفاوت متراژ، انتقال رسمی سهم طرفین، تحویل واحدها، هزینههای اضافی و وجه التزام ممکن است همزمان در یک پرونده مطرح شوند.
در چنین شرایطی، قرارداد مشارکت در ساخت باید بهگونهای تنظیم شود که پاسخ روشن و مستندی برای چهار پرسش اساسی داشته باشد:
چه کسی چه تعهدی دارد؟
تعهد باید در چه زمانی اجرا شود؟
هزینه تغییرات و تأخیر بر عهده چه کسی است؟
در صورت اختلاف، مرجع حلوفصل و ضمانت اجرای آن چیست؟
هرچه پاسخ این پرسشها در قرارداد، پیوستها و صورتجلسات دقیقتر باشد، احتمال اختلاف و هزینههای ناشی از دعوا یا داوری کمتر خواهد بود.
سوالات متداول
آیا اختلافات قرارداد مشارکت در ساخت قابل ارجاع به داوری است؟
بله. مالک و سازنده میتوانند در متن قرارداد یا در توافقی جداگانه، اختلافات ناشی از قرارداد را به داور یا هیأت داوری ارجاع دهند. شرط داوری باید روشن، قابل اجرا و شامل نحوه انتخاب داور و مدت داوری باشد. در پرونده مورد بررسی نیز شرط داوری در قرارداد وجود داشته و اختلافات طرفین به هیأت داوری ارجاع شده است.
آیا تغییر نقشه ساختمان میتواند موجب مطالبه خسارت شود؟
بله، اما صرف تغییر نقشه برای مطالبه خسارت کافی نیست. باید معلوم شود تغییر با توافق چه شخصی انجام شده، چه هزینهای ایجاد کرده، این هزینه مستند است یا خیر و مطابق قرارداد پرداخت آن بر عهده چه کسی قرار گرفته است.
آیا سازنده بابت تأخیر در تحویل ساختمان حتماً مسئول است؟
خیر. مسئولیت سازنده وابسته به مفاد قرارداد، پایان موعد، علت تأخیر، همکاری مالک، وجود موانع اداری یا فنی و شرایط وجه التزام است. اگر تأخیر ناشی از عدم همکاری مالک یا عوامل خارج از اختیار سازنده باشد، مسئولیت ممکن است کاهش یابد یا منتفی شود.
آیا مالک را میتوان به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی ملزم کرد؟
در صورتی که تعهد معتبر قراردادی وجود داشته باشد و شرایط انتقال یا اعطای وکالت محقق شده باشد، امکان طرح دعوای الزام به حضور در دفترخانه و تنظیم سند رسمی وجود دارد. تشخیص نهایی، تابع مفاد قرارداد، اسناد ثبتی و میزان اجرای تعهدات متقابل طرفین است.
آیا رأی داوری قابل اعتراض است؟
رأی داوری مانند رأی دادگاه قابل تجدیدنظرخواهی عادی نیست؛ اما در موارد مقرر در قانون، از جمله جهات ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی، میتوان درخواست ابطال رأی داوری مطرح کرد. از مهمترین جهات، صدور رأی خارج از اختیار داور، صدور رأی خارج از مهلت، مخالفت با قوانین موجد حق یا بیاعتباری قرارداد داوری است.

